کد خبر : 2870
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰:۰۰

ضعف نظارت، کمبود و سودجویی/ این مثلث بازار است

ضعف نظارت، کمبود و سودجویی/ این مثلث بازار است

دنبال یک لیتر روغن چندین مغازه را گشتم همه یا می گفتند نداریم یا با دست بر رانشان می زدند که دیر آمدی تمام شد، فروشگاه کوچک و بزرگ هم نداشت، تمام شد و نداریم خط آخر حرف هایشان بود. پیمان فرامرزی – صدای دنا؛ بالاخره در یک مغازه روغن یافتم، چون کاشفی که کشفی

دنبال یک لیتر روغن چندین مغازه را گشتم همه یا می گفتند نداریم یا با دست بر رانشان می زدند که دیر آمدی تمام شد، فروشگاه کوچک و بزرگ هم نداشت، تمام شد و نداریم خط آخر حرف هایشان بود.

پیمان فرامرزی صدای دنا؛ بالاخره در یک مغازه روغن یافتم، چون کاشفی که کشفی بزرگ کرده باشد، چنان از یافتن روغن مسرور بودم که اصلا فراموش کردم چرا باید یکی از تولیدات داخلی اسیر کمبود شود، مگر ما کم کارخانه تولید روغن حال با پالم یا بدون پالم در کشور داریم، مگر کم پیام های بازرگانی مغزمان را خوردند که روغن فلان بهتر از روغن بهمان است چه شد که امروز آواره مغازه ها به دنبال یک بطری روغن شده ایم.

فروشندگان نظرهای متفاوتی داشتند، یکی معتقد بود که چون مواد درب بطری روغن خارجی است پس کمبود در بطری روغن لاجرم به کاهش تولید روغن نیز منجر شده است این ادعا در کلیت خود مضحک است اما واقعیتی تلخ و ناخوشایند نیز هست در ماجرای درب بطری نوشابه یادمان هست که یکی از مشکلات تولیدکنندگان اتفاقا همین درب بطری نوشابه و آب معدنی بود و بعد در فضای مجازی جوکش را ساخته بودند که «درب بطری نوشابه از نفت تولید می شود، ما نیز نفت تولید می کنیم اما درب بطری را وارد می کنیم» در این سالیان هم یکی از مدیران یکی از دولت ها به فکر نیفتاده که یک پتروشیمی برای بطری نوشابه و دربش بزند که امروز گیر همین یک قلم نباشیم؟

یکی دیگر از فروشندگان می گفت کار خود کارخانه است از وقتی بازار تکان خورده، باید به شرکت های پخش التماس کنیم تا تعداد معدودی از یک کالا به ما بدهند. او هم راست می گفت کارخانه هایی که صدا و سیما، صدای تبلیغاتشان در دوران فراوانی شده بود و همه شان سالها فقط به بهانه اینکه در رسانه ملی تبلیغات داشته اند، کالاهایشان را بیشتر از بقیه رقیبان می فروختند حالا از قفسه مغازه ها کوچ کرده اند و نایاب شده اند، اتفاقا در برخی محصولات، نوع بی ادعایشان هست، همیشه بوده است اما آنها که ادعایشان گوش فلک را کر کرده بود، این روزها علاوه بر پول مارک، پول کمبود اجناسشان را هم می خورند، «فلان مارک گیر نمی آید» خودش چند برابر قیمت، ارزش روی کالا می گذارد. اینجا هم ضعف بنیادی وساختاری است و باید دولت و مجلس حلش کنند، ما در کشور سیستم نظارت شبکه ای درستی نداریم و این بزرگترین آسیب است اصلا در این سالهای سال کسی از مردم نخواسته است که بر بازار نظارت کنند، اگر ساختاری وجود داشته باشد، اپلیکیشنی، سایتی، کانالی، چیزی؛ همین فروشندگان خودشان می گویند که گیر این کمبودها کجاست.

و اما سکانس آخر این قصه دردآور تر است آنجا که روی روغن قیمت زده بود ۱۰۵ هزار ریال اما فروشنده می گفت که «۱۲ هزار تومان تمام، من خودم آن را ۱۰ هزار و ۷۰۰ خریده ام»، گفتم قیمت زده، گفت برو از همونی که قیمت زده بخر، این جمله آخر که خیلی آن را از زبان فروشندگان شنیده ایم پتک محکمی است بر ساختار نظارت بر بازاری که وزارتخانه ها و اتاق های صنفی مختلفی درگیرش هستند و سرآخر مشخص نیست که مسئول این بلبشو کیست؟ کارخانه کلاه سر سیستم نظارت نهاده است، شرکت پخش یا محتکر قیمت را بالا برده اند یا نه خرده فروش می خواهد از آب گل آلود ماهی بگیرد، هرچه هست از نبود سیستم نظارتی ناشی می شود.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۱
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ناشناس دوشنبه , ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۸:۵۹

جای تاسف جز غصه خوردن چی داریم مگه